عشق با سوءتفاهم فرق چندانی نداشت
هر که می انداخت بر حالم نگاهی پیش از این
می کشید از سوز دل از سینه آهی ؛ پیش از این -
عشق با سوءتفاهم فرق چندانی نداشت
عشق اول چیست غیر از اشتباهی پیش از این
مطمئن هستم خدا نادیده اش خواهد گرفت
با گمان عشق اگر کردم گناهی پیش از این
بعد از آن بگرفت دامان خودش را هرکسی -
گر به نفرینم کشید از سینه آهی پیش از این
کار سختی نیست از هر کاه کوهی ساختن
چشم من می ساخت از هر کوه کاهی پیش از این
هر کسی دور دلم گردید از آن رد شد مگر -
بوده این میدان خونین چار راهی پیش از این؟!
شرح دور افتادنم از شهر را از کس نپرس !
رد نمی شد از در این کلبه راهی پیش از این
خنده های قاه قاه و گریه های گاه گاه
خانه ام بوده ست شاید خانقاهی پیش از این
اینکه هر جا می روم اینقدر دلتنگم در آن
بوده شاید شهر من تبعیدگاهی پیش از این
من سپهسالار از زین و یراق افتاده ام
داشتم در پشت سر با خود سپاهی پیش از این
شهر ویرانی که می بینی زمانی بوده است
پایتخت پرشکوه پادشاهی پیش از این
جلوه ای از جمع اضداد است عشق و اعتدال
بوده این دیوانه مرد سربراهی پیش از این
بین دنیا و بشر دور قدیم و حادث است
مرگ گاهی بعد از آن بوده ست و گاهی پیش از این
با کلام عشق رستاخیز ممکن می شود !!!
مرده ای در خویش بودم چند ماهی پیش از این
در خودم من سالها قبل از تولد مُرده ام
گرچه دنیا آمدم خواهی نخواهی پیش از این
اصغر عظیمی مهر
سازها یاد تو آرند، از آن رو دل من