تو مست میشوی از بوی بوسهی چه کسی ؟!
بگو کجایی و نوک میزنی به دانهی کی ؟!
هوای گریه که تنگ غروب زد به سرت
پناه میبری از غصهها به شانهی کی ؟!
شبی که غمزده باشی تو را بخنداند
ادای مسخره و رقص ناشیانهی کی ؟!
اگر شبی هوس یک هوای تازه کنی
فرار کنی از خانه با بهانهی کی ؟!
تو مست میشوی از بوی بوسهی چه کسی ؟!
تو دلخوشی به غزلهای عاشقانهی کی ؟!
اگر کمی نگرانم فقط به خاطرِ این -
که نیمه شب نرساند تو را به خانه یکی ...
مهدی فرجی
سازها یاد تو آرند، از آن رو دل من