موجی که عاشق میشود ...
دنبال من میگردی و حاصل ندارد
این موج عاشق کار با ساحل ندارد
باید ببندم کوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد
من خام بودم...داغ دوری! پخته ام کرد
عمری که پایت سوختم قابل ندارد
من عاشقی کردم تو اما "سرد" گفتی:
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد!
باشد ولم کن با خودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد
شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی که عاشق میشود ساحل ندارد
مهدی فرجی
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط هیچکس!
|
سازها یاد تو آرند، از آن رو دل من