کلاغ مرده را ...
گوش های خسته ام را از صدا پر می کنند
دوستان خواب آلودم که خُر خُر می کنند
هم قطارانی که هرجا تکه نانی یافتیم
معجزه گر می شوند و پاره آجر می کنند
باورش سخت است اما مردم این شهر کور
هر کلاغ مرده ای را قو تصور می کنند
آی ای سقراط نوشش کن ،بزن بالا، ببین
با چه شوقی دوستان این شوکران پر می کنند
دست را در جیب خود بگذار اینجا کوفه است
دوستان تنها بر این بیعت تظاهر می کنند
محمود غریبی
سازها یاد تو آرند، از آن رو دل من