شیطان نشسته است ...
دیوار می کشند به دورم سکوت ها
دیگر دمی نماند به نای فلوت ها
در انتهای جاده پر و بال می زنیم
چونان پرندگان به زمان سقوط ها
پروانه های شهر اسیر قفس شدند
من ماندم و خیانت این عنکبوت ها
سوغات باغبان زمین درد بود و درد
یک مشت زخم تیغ بر اندام توت ها
ای سالکان راه طریقت حذر کنید
شیطان نشسته است میان قنوت ها ...
محمود غریبی
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت توسط هیچکس!
|
سازها یاد تو آرند، از آن رو دل من