سگی که نیمه شب پارس می کرد ...
هان ای سگان کوی، نگهبان کیستید
بر خانه های غم زده دربان کیستید
خان کرم کجاست که اینگونه هاج و واج
هی پارس میکنید سحرخوان کیستید
چیزی زما به غیر همین استخوان نماند
منت پذیر سفره ی بی نان کیستید
شاید که صاحبان شما نیز مرده اند
بی صاحبان غم زده، ازآن کیستید
جز زوزه های تلخ شما، نغمه ای نماند
این گونه نوحه کرده ، زهجران کیستید
بر لاشه ی تعفن ما هم گذر کنید
مردار بهتر است ، پی جان کیستید
دیگر کسی به نکبت بودن دچار نیست
هان ای سگان کوی ، نگهبان کیستید
امین عدنانی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت توسط هیچکس!
|
سازها یاد تو آرند، از آن رو دل من