جا زدن در هر قدم –  هیهات- کار ما نبود!

پا کشیدن شیوه ی ایل و تبار ما نبود !

کس خریدارم نشد با آنکه بعد از هر محک

ذره ای ناخالصی هم در عیار ما نبود

استخوانم خُرد شد زیر فشار دیگران!

شانه های هیچکس در زیر بار ما نبود !

ما دو تن سنگ صبور عالمی بودیم؛ حیف –

در دو عالم یک نفر هم رازدار ما نبود !

سرنوشت از اولش با ما سر سازش نداشت!

یار هم بودیم اما بخت یار ما نبود!

جز «جدایی» هیچ راه دیگری نگذاشتی!

میروم! هرچند اصلاً این قرار ما نبود!

اصغر عظیمی مهر