طوافم لحظهی دیدار چشمان تو باطل شد...
به دریا میزنم شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
من از روزی که دل بستم به چشمان تو میدیدم
که چشمان تو میافتند دنبال دلی دیگر
به هر كس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
به جز اندوه دل كندن ندارد حاصلی دیگر
من از آغاز در خاکم نمی از عشق میبینم
مرا میساختند ای کاش از آب و گلی دیگر
طوافم لحظهی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فكر دور باطلی دیگر
به دنبال كسی جا مانده از پرواز میگردم
مگر بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر!
فاضل نظری
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی ۱۳۹۴ ساعت توسط هیچکس!
|
سازها یاد تو آرند، از آن رو دل من